حالا كه بود و نبودم واسه اون فرقي نداره اونو به خدا سپردم تا نگه دوستم نداره هميشه به ياد اونم گرچه اون دوستم نداره پس بذار اين و بدونه اين دلم به ياد اونه
پس از عملیات ثامن الائمه (ع) ، سرهنگ علی صیاد شیرازی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش منصوب شد . انتخاب وی که در زمان بنی صدر به جرم (!) هم کاری با سپاه مغضوب واقع شده بود ، در کنار فرمانده جدید سپاه ، نزدیکی بیش تر دو سازمان ارتش و سپاه را موجب شد و این امکان به وجود آمد که فرماندهان سپاه و ارتش استراتژی عملیاتی جدید موسوم به "راه کربلا" را طراحی کنند . عملیات "طریق القدس" اولین مرحله از این استراتژی محسوب می شود .
ویژگی اصلی عملیات " طریق القدس" ، گذشتن از زمین های رملی غیر قابل عبور در شمال منطقه عملیاتی بود که سبب غافلگیری دشمن گردید . با موفقیت در محور شمالی ، موقعیت نیروهای عراقی مستقر در محور جنوبی نیز متزلزل شد و عملیات این محور هم به پیروزی رسید . در این عملیات کلیه اهداف تأمین شد :شهر بستان و تنگه مهم چزابه آزاد شد و پس از گذشت 420 روز از شروع جنگ ، رزمندگان توانستند در منطقه عمومی سوسنگرد و بستان در مرز مستقر شوند . همچنین تصرف چزابه سبب شد که اتصال قوای دشمن در غرب کرخه و غرب کارون گسسته شود . بدین ترتیب توان ارتش عراق در جنوب تجزیه شد و زمینه مناسب برای پیروزی عملیات فتح المبین پدید آمد . در این عملیات لشکر 9 عراق نیز آسیب فراوان دید .
شناسنامه عملیات
نام عملیات : طریق القدس
رمز: یا حسین (ع) فرماندهی
منطقه : دشت آزادگان
زمان 8 تا 15/9/1360
نوع عملیات : گسترده
هدفهای عملیات : آزادسازی شهربستان و 70 روستای منطقه، رسیدن به مرز در منطقه شیب و هورالعظیم، قطع ارتباط قوای دشمن مستقر در شمال و جنوب منطقه ،انهدام قوای دشمن.
فرماندهی : مشترك (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارتش جمهوری اسلامی . )
شهیدان عملیات : تعداد 674 تن از پاسداران و بسیجیان ، 125 تن از ارتشیان .
نتایج عملیات : دستیابی به همة هدفهای عملیات .
تلفات عراق : حدود 3500 تن كشته، 5000 تن زخمی، 546 نفر اسیر
خسارات عراق : انهدام 13 فروند هواپیما و 4 فروند هلی كوپتر، 170 دستگاه تانك و نفربر، 200 دستگاه خودرو.
غنائم : 150 دستگاه تانك و نفربر ، 19 قبضه توپ ،دستگاه ماشین آلات مهندسی و 250 خودرو ، 30 قبضه سلاح ضد هوایی .
مروری بر اوضاع سیاسی و نظامی تا عملیات طریق القدس
تدوین استراتژی آزاد سازی
درپی موفقیت عملیات ثامنالائمه (ع) – كه در آغاز سال دوم جنگ اجرا شد و مهم ترین تحول نظامی جنگ تا آن زمان بود – زمینه تدوین استراتژی جنگ با هدف آزادسازی مناطقی اشغالی فراهم شد. در این حال، تحولات سیاسی كه برروند تحولات نظامی اثر داشت. خود نیز از این تحولات متاثر بود . آثار تحولات سیاسی- نظامی به تدریج در حوزة نظامی نمایان شد؛ از یك سو، با افزایش حضور نیروهای مردمی، سپاه تلاشهای جدیدی را برای گسترش سازمان رزم انجام داد و از سوی دیگر، فرماندهان ارتش و سپاه استراتژی آزادسازی مناطق اشغالی را طرح ریزی كردند. به این ترتیب ، به گفته فرمانده كل سپاه پاسداران:
«دوكار اساسی انجام شد . یكی در عملیات و یكی در سازماندهی . در عملیات ، طرح ریزی سلسلهوار صورت گرفت. یعنی در حقیقت استراتژی نظامی شكل گرفت. در سازماندهی ، سپاه رفت به دنبال اینكه یك سازمان رزم برای خودش فراهم كند. این دو از اولین تحولات پس از عملیات ثامن الائمه (ع) است . »
درتدوین استراتژی جدید جنگ، دو تجربه ارزشمند كه فراروی نیروهای سپاه قرار گرفته بود. نقش داشت: نخست ، تشكیل ستاد عملیات جنوب و طرح ریزی عملیاتهای محدود؛ و دوم، تجربة طرح ریزی عملیات ثامن الائمه(ع) و تلاش برای تصویب آن در شورای عالی دفاع و سپس هماهنگی با برادران ارتش و اجرای آن با تركیب مشترك بود.
در تدوین این استراتژی ، برای طرح ریزی در مرحله جدید ، دو اصل در نظر گرفته شد: اول اینكه عملیاتها مسلسلوار و پشت سرهم انجام شود و وقفه آن كوتاه باشد. دوم ، درهرعملیاتی كه صورت میگیرد دو تا سه برابر عملیات قبلی توان رزمی وارد صحنه شود.
اهداف مورد نظر در استراتژی جدید كه برپایه تركیب و هماهنگی ارتش و سپاه تدوین شده بود، عبارت بودند از:
الف : انهدام نیرو وامكانات ارتش عراق برای كاهش توان نظامی دشمن.
ب : آزاد سازی نیروهای خودی از خطوط پدافندی و تمركز قوا برای اجرای عملیات در سایر مناطق اشغالی.
ج : آمادگی برای حمله نهایی و تعیین كننده به دشمن.
براساس اصول و اهداف مذكور، قرار شد 12 طرح تحت عنوان طرحهای كربلای 1 تا 12 تهیه و برای تصویب نهایی به شورای عالی دفاع ارائه شود. كه تنها 6 طرح آن آماده شد. در واقع ، كلیه تحریكاتی كه پس ازاین زمان انجام گرفت ، در چارچوب استراتژی جدید و برپایه طرحهای ارائه شده بود.
طرح كربلای 1 ، اولین طرح از استراتژی جدید جنگ بود كه با نام عملیات طریق القدس و با تلاش و همكاری سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران به اجرا درآمد. در این كتاب قبل از پرداختن به طراحی و اجرای عملیات طریق القدس ، ابتدا نگاهی به دیدگاه محافل سیاسی و خبری دربارة اوضاع ایران در آستانة عملیات، میشود ؛ سپس سابقه نظامی این منطقه عملیاتی ، عملیات رزمندگان و وضعیت دشمن و اقدامات خودی قبل از عملیات بررسی میشود، پس از بیان طراحی عملیات و شرح آن ، در زیر عنوان ارزیابی عملیات ، عوامل اصلی موفقیت عملیات بررسی میگردد. و در پایان نیز بازتاب این عملیات در محافل سیاسی و خبری مرور میشود.
دیدگاه محافل سیاسی و خبری دربارة وضعیت ایران
پس از عملیات ثامن الائمه(ع)
بررسی و اظهار نظرها، گزارشها و تحلیلهای خبری رسانههای جهان و شخصیت های سیاسی دنیا بعد از پیروزی عملیات ثامن الائمه (ع) ، نشان دهندة وضعیتی دوگانه از ایران در بیان آنها است. رسانههای غربی به موازات پخش اخبار اقدامات گروههای ضد انقلاب برای جلوگیری از ثبات و بحرانی جلوهدادن اوضاع داخلی، خبر پیروزی نظامی رزمندگان را به صورت كمرنگ منتشر كردند. نحوه انعكاس اخبار جنگ چنان بود كه گویی پیروزیهای ایران تاثیری برسرنوشت از قبل تعیین شده جنگ – یعنی شكست ایران – ندارد لذا به رغم اعلام پیروزی نظامی ایران و شكست نظامی عراق در عملیات ثامن الائمه (ع)، اوضاع كلی جنگ را همچنان به عنوان یك بن بست نظامی ارزیابی میكردند و چنین تبلیغ میكردند كه تنها تحولات سیاسی كه به جابجایی قدرت در دو كشور و بویژه در ایران منجر شود ، میتواند جنگ را از این بن بست رهایی بخشد . به بیان دیگر، گرچه شكسته شدن حصر آبادان با وجود ناباوریهای اولیه مورد پذیرش محافل سیاسی و نظامی دنیا قرار گرفت،اما به نظر كارشناسان نظامی و متحدان عراق این پیروزی به این معنا نبود كه روند جدیدی در جنگ آغاز شده و اوضاع به سود ایران تغییر كرده باشد. در چنین وضعیتی رسانهها و محافل سیاسی ، نظامی غرب و متحدان عراق ، چند موضوع را سوژه اصلی برنامههای خبری و تحلیلی خود قراردادند. تا حوادث جبهههای جنگ را تحت الشعاع قرار دهند:
1) شایعه انحلال ارتش واعدام ارتشیان ، ایجاد بدبینی بین سپاه و ارتش : رادیوهای گروه های ضدانقلاب ، بویژه سلطنت طلبان، بیشتر در این زمینه به دروغپردازی اقدام كردند تا نیروهای ارتش را به نظام جمهوری اسلامی بدبین كرده و از همكاری آنها با سپاه بكاهند. رادیو ایران ،ارگان سلطنت طلبان در این باره گفت :«رژیم جمهوری اسلامی درصدد اجرای یكی از خائنانه ترین طرح ها در اصول حیات خود است . زیرا اكنون آماده میشود كه به زودی انحلال ارتش را اعلام و با خلع سلاح نیروهای سه گانه مسلح قانونی ، سپاه پاسداران را به صورت تنها نیروی مسلح كشور درآورد. به همین منظور طرحی سری تهیه و به مجلس شورا تسلیم شده كه به صورت بسیار محرمانه مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. براساس این طرح قرار است به محض تهیه مقدمات و ایجاد آمادگی لازم، یك موافقتنامه صلح با عراق منعقد گردد و به جنگ خاتمه داده شود. سپس بلافاصله و در مدت كوتاهی همه ارتشیان مرخص شوند و جایشان به افراد سپاه پاسداران داده شود»
همچنین انتشار اخبار كذب درباره اعدام نیروهای ارتش به ویژه خلبانان ، اقدام دیگری برای ایجاد كینه و ستیزه جویی بین نیروهای مسلح و سست كردن روحیه نیروهای متعهد ارتش بود. از جمله این نوع تلاشها ، یكی از گزارشهای خبرگزاری رویتر است. كه در آن آمده است :« عدهای از خلبانان به خاطر اتهام مخالفت با رژیم و سرپیچی از دستورات ، به جوخههای اعدام كشانده شدهاند، این در حالی است كه منازل افسران و درجهداران بازنشسته ارتش در روزهای اخیر موردهجوم وحمله پاسداران قرار گرفته است.»
2) ناتوانی دولت ایران در اداره حكومت و احتمال وقوع كودتا ، محور دیگر تبلیغات رسانههای غربی بود تا وانمود كنند كه حیات سیاسی جمهوری اسلامی به پایان راه نزدیك شده است . از جمله نشریه آلمانی فرانكفورتر الگمانیه نوشت : « ایران كشوری كه یكی از با ثبات ترین كشورهای جهان بوده وكشورهای جهان برای داشتن مناسبات با آن به رقابت با یكدیگر دست میزدند،اكنون به لبه پرتگاه نزدیك شده، زیرا خواست مسئولین حكومتی ، یعنی انهدام فرهنگ و اقتصاد و ثبات اجتماعی ، میرود تا به صورت وضعی دردناك جلوه كند.» یكی از نشریات وابسته به گروه های ضدانقلاب نیز آرزو میكند كه «در آینده یك دولت مركزی قوی مانند دولت شاه فقید حتماً روی كار خواهد آمد و به وضع ایران سرو سامان خواهد داد.»
همچنین برخی نشریات به نقل از بروس لینگن كاردار سفارت سابق آمریكا درتهران نوشتند كه :
«یك رژیم جدید احتمالاً به رهبری یك شخص ناشناس كه در داخل ایران از پشتیبانی ارتش برخوردار است، روی كار خواهد آمد، این رژیم جدید شدیداً تمایلات ملی و اسلامی داشته و غیرمتعهد خواهد بود.»
در همین حال نشریه كویت تایمز در تحلیلی از جنگ نوشت :
«حكام ایران به خاطر مشغول نگهداشتن ارتش در جبههها و در نتیجه حصول اطمینان از اینكه كودتایی احتمالی علیه آنها روی نخواهد داد. به ادامه شرایط جنگی علاقمند هستند.»
3) نقض حقوق بشر موضوع تبلیغاتی دیگری بود كه غرب با انتشار اخبار دروغ درصدد خدشه دار كردن وجهه نظام جمهوری اسلامی در افكار عمومی جهان بود. به عنوان نمونه، وزیر دادگستری آلمان در مصاحبهای گفت: «از اعدام كودكان و اینكه پدران و مادران مجبورند تا فرزندان خود را به مقامات امنیتی معرفی كنند، بسیار رنج میبرد.» این در حالی است که رسانهها و تحلیل گران غربی با نادیده گرفتن اقدامات تروریستی گروههای ضدانقلاب ، به ویژه سازمان مجاهدین خلق (منافقین ) ، ضمن حمایت از اقدامات تروریستی آنها تلاشهای بازدارنده نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی را برای برقراری امنیت نكوهش كرده و نظام جمهوری اسلامی را به ایجاد اختناق و سلب آزادی محكوم میكنند. در این خصوص رادیو آلمان با لحنی دلسوزانه ادعا می كند كه دولت اسلامی ایران به جهان تصویری مخدوش و وحشتناك از دین جهانی اسلام ارائه میكند.
همچنین خبرگزاری آسوشیتدپرس، رادیو لندن و روزنامه فرانس سوار در اقدامی همسو ادعا كردند كه در ایران مخالفین به طور بیرویه اعدام و اقلیتهای مذهبی آزار و اذیت میشوند و این ادعاهای خود را به عنوان مصادیق نقض حقوق بشر اعلام كردند.
4) صلح طلبی عراق و جنگ افروزی ایران، محور دیگر تبلیغات رسانههای خارجی بود كه پس از ناكامی عراق در تحقق اهداف خود از حمله به ایران، به طور مستمر ادامه داشت و در حالی كه حدود 5000 كیلومترمربع از خاك ایران در اشغال ارتش عراق بود ، از رژیم عراق به عنوان حكومت خواهان صلح یاد میشد و متقابلاً ایران را به دلیل ایستادگی برای احقاق حقوق تضییع شدهاش و مقاومت برای دفع تجاوز، كشوری جنگ افروز قلمداد میكردند.
5) ادعای توسعه طلبی جمهوری اسلامی ایران: این تبلیغات روانی رسانههای خارجی كه از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی برای ترساندن حكام منطقه شروع شده بود و به مناسبتهای مختلف تشدید میشد، در این زمان كه ترور انور سادات در مصر به وقوع پیوسته بود، گستردهتر شد و بااتهام زدن به ایران مبنی بر همكاری با تروریستها در قتل سادات تبلیغات تازهای شروع شد. دراین باره حسنی مبارك رئیس جمهور مصر در مصاحبه با روزنامه الاهرام اعلام كرد كه سازمان تروریست مسئول قتل انور سادات ،درصدد تحقق بخشیدن به انقلابی شبیه انقلاب خمینی در مصر بود . حسنی مبارك در این مصاحبه بارها كلمه خمینی را به كار برد تا به این وسیله عملیات نظامیان حكومت مصر را به عنوان عملیات هدایت شده از طرف ایران وانمود كند. بدون ذكر نام كشوری، افزود مدركی در دست است كه تروریستها از لحاظ مالی از خارج تأمین شدهاند.
رادیو كلن آلمان نیز در تفسیری گفت :«رژیم مذهبی ایران مایل به توسعه طلبی در منطقه است. ولی دلیل اصلی كه چرا كشورهای نفت خیز خلیج فارس رژیم مذهبی ایران را قبول ندارند باید مورد جست و جو قرار گیرد. آنها با وجود آنكه خود كشورهای اسلامی هستند ولی به انقلاب افراطیون و بنیادگرایان ایران به چشم یك حالت و یا جریان فوق العاده نگاه میكنند.»
6) شایعه همكاری ایران با اسرائیل و خرید سلاح از آن، خبر پراكنی درباره كاهش روابط اقتصادی ژاپن با ایران به دلیل بمباران مجتمع پتروشیمی ایران و ژاپن به وسیله هواپیماهای عراقی و عدم تمایل به كار متخصصان صنعتی ژاپن به سبب ناامنی جانی ، ادعای گسترش جو نارضایتی در جامعه به ویژه میان قشر كارگر ، وجود جنگ قدرت میان تفكر انقلابی و میانهرو در حاكمیت ، گسترش دامنه اختلاف داخلی میان احزاب ، وجود نابسامانی های اقتصادی در سطح كلان و خرد، از دیگر موضوعات خبری رسانهها و محافل سیاسی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران بود كه در فاصله دو عملیات ثامن الائمه و طریق القدس به آن پرداخته میشد و این درحالی است كه در همین مقطع زمانی هیچ گزارش مهمی كه دال بر ضعف های نظامی عراق در برابر توانایی ها و مقاومت رزمندگان ایرانی و یا وجود بسیاری از نابسامانیهای اقتصادی در عراق باشد، به چشم نمیخورد.
هجوم ارتش عراق به منطقه دشت آزادگان
هجوم گسترده عراق به استان خوزستان (از موسیان تا خرمشهر ) در یك جبهه عریض و تقریباً پیوسته و با نیرویی در حدود 7 لشكر زرهی و مكانیزه صورت گرفت كه با توجه به وضعیت زمین و ارزشهای استراتژیكی و تاكتیكی آن سه طبقه عملیاتی متمایز و مشخص در این استان به وجود آورد كه از شمال به جنوب عبارت بود از:
1- منطقه عمومی غرب دزفول و شوش و معبر مواصلاتی مهم و استراتژیك اندیمشك كه گلوگاه حیاتی خوزستان به شمار میآید.
2- منطقه دشت آزادگان كه شهرهای حمیدیه ، سوسنگرد، بستان و دهها روستای بزرگ و مناطق حاصلخیز و وسیع كشاورزی در آن قراردارد.
3- منطقه جنوب غربی اهواز تا اروندرود شامل شهرهای مهم اهواز، خرمشهر، آبادان و دیگر نقاط این منطقه كه دارای اهمیت استراتژیك است.
هر یك از مناطق سه گانه فوق ، برای نیروهای جمهوری اسلامی هدف های مهم عملیاتی جهت بیرون راندن نیروهای متجاوز عراقی بودند. این مناطق از نظر وسعت ،هدف،استعداد و گسترش نیروهای دشمن، وضعیت متفاوتی داشتند.
واحدهای رزمی ارتش عراق كه در پی اهداف تاكتیكی و استراتژیكی خود تمام مناطق غربی استان خوزستان را از شمال تا جنوب و در عمق زیاد هدف هجوم قراردادند، در بخش میانی این جبهه در پی تحقق اهداف زیر بودند:
1- ایجاد خط پیوستهای در سراسر نقاط مورد هجوم، طوری كه تأمین و پدافند آن با حداقل توان میسر باشد.
2- تهدید اهواز (مركز خوزستان ) از سمت غرب و از محور بستان – سوسنگرد – اهواز یا حمیدیه - اهواز .
3- تصرف شهرهای عرب زبان بستان، سوسنگرد و حمیدیه و مناطق پر ارزش و حاصلخیز دشت آزادگان .
4- دور نگه داشتن عماره عراق از دسترس نیروهای نظامی ایران .ارتش عراق برای تصرف اهواز و نهایتا اشغال خوزستان می بایست دشت آزادگان را پشت سر می گذاشت و با تصرف سوسنگرد و منطقه جنوب هویزه، اهواز را از غرب و جنوب مورد تهدید قرار میداد. در چنین وضعیتی ، جاده بستان – سوسنگرد – اهواز بهترین مسیر تداركات رسانی به نیروهای اشغالگر بود. وسعت منطقه ایجاب میكرد كه دشمن توان قابل توجهی وارد عمل كند. هرچند عراقیها به لحاظ پیش فرضهای غلط خود مبنی بر استقبال مردم بومی از اقدام تجاوزكارانه آنها،نمی پنداشتند با مشكل چندانی رو به رو شوند. همچنین وجود هورالهویزه، عملاً قوای تجاوزگر را تجزیه میكرد. بدین سبب لشكر 9 زرهی ارتش عراق – كه مأموریت اشغال دشت آزادگان و محاصره اهواز از سمت غرب را عهده دار بود- مجبور شد با دو فرماندهی مستقل ،از دو محور كاملاً مجزا به این منطقه هجوم بیاورد:
محور اول : تنگه چزابه – بستان – سوسنگرد
جاده چزابه – بستان – سوسنگرد از نظر نظامی محوری مهم به حساب میآید. در عین حال وجود رود كرخه كه این محور را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم كرده است نیز اهمیت بسیاری دارد، زیرا بخش شمالی باز و قابل گسترش است؛ اما به جهت رملی بودن بسیاری از زمینهای آن، وضعیتی دشوار را بر نیروهای نظامی تحمیل می كند. در جنوب كرخه نیز وجود رودخانههای فرعی نسبتاً عریض سبب تجزیه نیروهای نظامی میشود . ضمن آنكه اشغال قطعی و مطمئن سوسنگرد مستلزم در اختیار داشتن هر دو زمین میباشد كه این مهم نیز با عبور از كرخه میسر خواهد شد.
محور دوم : طلاییه – جفیر- كرخه كور
این منطقه دشت وسیعی است كه از غرب به هورالهویزه، از شرق به رود كارون واز شمال به رود كرخه محدود میشود. اگرچه این منطقه به دلیل فقدان هرگونه عارضه طبیعی برای حركت و مانور قوای زرهی بسیار مناسب میباشد، لیكن هورالهویزه ، كرخه كور و كارون سه مانع بزرگ است كه میزان پیشروی نیروهای مهاجم را محدود میكند .
در چهارمین روز جنگ ، دشمن حركت خود را از محور دوم ( طلاییه به سمت جفیر و از كوشك به سمت پادگان حمید ) آغاز كرد و قسمتی از جاده اهواز – خرمشهر را مسدود كرد. در محور چذابه نیز نیروهای عراقی به سوی بستان پیشروی کردند و با شكستن مقاومت مدافعان اندك آن به کمک عناصر ضد انقلاب ،به این شهر نفوذ كردند.
تلاش مدافعان بستان و تخریب پل بستان در پنجمین روز جنگ (4/7/1359 ) نتوانست از پیشروی نیروهای دشمن جلوگیری كند به این ترتیب بستان اشغال شد و نیروهای عراقی سپس به سوی تپههای الله اكبر و پل سابله پیش آمدند.
عملیاتهای رزمندگان در منطقه قبل از نبرد طریق القدس
پس از هجوم سراسری ارتش عراق و پیشروی یگانهایی از آن در منطقه دشت آزادگان تا آغاز عملیات طریقالقدس كه چهارده ماه طول كشید ، نیروهای خودی عملیات متعددی را با هدفهای مختلف از جمله عقب راندن ، انهدام نیرو و فرسایش دشمن ، دستیابی به زمینهای مناسب پدافندی ، ایجاد شكاف در جبهه دشمن و خارج شدن از حالت تدافعی ، در منطقه اجرا كردند كه علاوه برنیل به هدفهای تعیین شده یا بخشی از آن ، تجاربی كسب كردند كه زمینهساز عملیات بزرگ طریق القدس بود، مهمترین این عملیاتها عبارتند از :
1- عملیات «غیوراصلی»، در این عملیات 28 تن از پاسداران سپاه اهواز در بامداد 9/7/1359 در جاده حمیدیه- سوسنگرد به قوای زرهی دشمن كه به سوی اهواز پیش میآمدند، یورش بردند و دشمن را درهم كوبیدند و سپس با كمك نیروهایی از لشكر 92 و هوانیروز، دشمن را تا نزدیك مرز تعقیب و سوسنگرد و بستان را آزاد كردند.
2- عملیات 2 گردان از لشكر 92 ارتش، 2 گردان از سپاه پاسداران و 1 گردان از ستاد جنگهای نامنظم در تاریخ 26/5/1359 كه با هدف در هم شكستن محاصره سوسنگرد با موفقیت به اجرا درآمد.
3- عملیات نصر كه با تلاش لشكر 16 زرهی ارتش و همكاری 2 گردان از سپاه درتاریخ 15/10/1359 ، در مرحله اول با هدف پاكسازی شمال كرخه كور و پیشروی به سوی پادگان حمید و تصرف آن به اجرا درآمد ، كه به رغم موفقیت روز اول نبرد و انهدام یك تیپ مكانیزه دشمن ، در ادامه با پاتكهای سنگین نیروهای عراقی مواجه شد و موفقیتی در پی نداشت .
4- عملیات امام علی در تاریخ 31/2/1360 با هدف آزادسازی ارتفاعات الله اكبر در شمال كرخه ، آزادسازی بستان و ایجاد شكاف در خطوط دشمن ، باتلاش مشترك ارتش، سپاه و ستاد جنگهای نامنظم اجرا شد. در این عملیات بخشی از مناطق اشغالی آزاد شد و قسمتی از قوای دشمن منهدم گردید، اماپیشروی به سوی بستان به علت كمبود نیرو میسر نشد.
5- عملیات شهید چمران را تیپ 3 زرهی لشكر 16 ارتش با كمك مؤثر نیروهای ستاد جنگ های نامنظم و سپاه پاسداران در روز 5/5/1360 در دو محور طراح و حمودی سعدون انجام دادند كه طی چهار مرحله عملیات موفق گردیدند نیروهای متجاوز عراقی را از پشت طراح تا پشت رودخانه كرخه كور عقب رانده و بخشی از قوای دشمن را منهدم نمایند.
6- در تاریخ 11/6/1360 با هدف آزادسازی غرب سوسنگرد و شهر بستان، با تلاش مشترك لشكرهای 16 و 92 زرهی ارتش و دوگردان از سپاه و ستاد جنگهای نامنظم ، عملیاتی در دو محور اجرا شد. در مراحل اولیه رزمندگان ابتكار عمل را به دست گرفته و موفق به انهدام نیرو و تجهیزات بسیاری از دشمن شدند و پس از مقداری پیشروی با مقاومت شدید دشمن مواجه شدند، لذا ادامه پیشروی به سوی بستان میسر نشد.
تأثیر عملیات های خودی بر شیوه پدافندیعراق
پس از اجرای چند عملیات رزمندگان در منطقه دشت آزادگان ، با توجه به اهمیت منطقه، ارتش عراق به تحكیم مواضع ، ایجاد موانع متعدد و استحكامات به شرح زیر اقدام كرد:
الف ) شمال كرخه : یگان های عراقی در شمال رودخانه كرخه، در غرب ارتفاعات الله اكبر و غرب سوسنگرد و از كناره رودخانه در حوالی دهكده جابرهمدان تا تپه ماهورهای رملی و غیرقابل عبور دامنه میشداغ كه 6 كیلومتر طول دارد، موانع متعددی ایجاد كردند. از جمله:
- احداث یك خاكریز پیوسته به عرض و ارتفاع 3 متر و ایجاد سنگرهای متعدد انفرادی و اجتماعی كه از طریق كانال به هم مرتبط بودند.
- ایجاد میدان پیوسته از انواع مین ها و تله های انفجاری به عرض 300 متر كه جلوی خاكریز و در جناح شمالی تا حوالی بستان (منطقه مواضع توپخانه دشمن ) یعنی حدود 18 كیلومتر ادامه یافته بود.
- ایجاد موانع با استفاده از رشتههای سیم خاردار حلقوی ، افقی و عمودی بین خاكریز و میدان مین .
- ایجاد میدان مین نامنظم و پراكنده در جلوی موانع ذكر شده.
مواضع ارتش عراق در این منطقه كه از یك سو به رودخانه كرخه و از سوی دیگر به زمین های غیرقابل عبور رملی متكی بود را یك تیپ پیاده، یك تیپ نیروی مخصوص و یك تیپ زرهی و سه گردان توپخانه پدافند می كردند و 2 تیپ زرهی و مكانیزه نیز در احتیاط این منطقه بودند.
ب ) جنوب كرخه : مواضع اصلی پدافندی دشمن در ساحل جنوبی كرخه در امتداد یك خاكریز و با همان ویژگیها و مشخصات خاكریز منطقه شمالی ودر برخی مناطق مستحكمتر از آن احداث گردیده بود. ابتدای این خاكریز به كناره یكی از انشعابات كرخه به نام نهاد عبید اتكا داشت كه استفاده از موانع رودخانه پدافند آن را محكم میكرد و بعد به طول حدود 15 كیلومتر رو به جنوب تارودخانه نیسان امتداد مییافت و در پشت آن باز هم خاكریزها و مواضع دیگری برای پدافند در عمق سازمان داده شده بود.
مواضع دشمن را در جنوب كرخه حدود 4 تیپ پیاده، مكانیزه و زرهی و 4 گردان توپخانه پدافند میكردند و امكان تقویت سریع آن دو تیپ زرهی و مكانیزه وجود داشت . بدین ترتیب نیروهای عراقی در این منطقه یك موضع پدافندی بسیار مستحكم و دژ مانند با بهرهگیری از تكنیك و انبوه جنگ افزار و موانع طبیعی به فاصله 20 كیلومتری بستان و به صورت پدافند در عمق سازمان داده بودند و عملاً هرگونه پیشروی را در این منطقه دشوار به گمان خودشان ناممكن كرده بودند، طوری كه به نظر میرسید نیروهای متجاوز قصد داشتند با اطمینان خاطر سال ها این مناطق را در اشغال خود نگه دارند.
تأثیر عملیات های خودی برآمادگی رزمندگان
هرچند عملیات های محدود رزمندگان سبب تحكیم مواضع پدافندی یگان های دشمن شد، اما این عملیاتها نتایج مهمی در جبهه خودی و آمادگی رزمندگان داشت ، از جمله:
1- ممانعت از ادامة تجاوز و پیشروی بیشتر دشمن در خاك ایران.
2- ایجاد خود باوری بیشتر در ضربه زدن به نیروهای عراقی .
3- پیبردن به ضعف های تاكتیكی دشمن و خودی .
4- شاداب و فعال نگهداشتن روحیه رزمی جبههها .
5- افزایش روحیه آمادگی برای اجرای عملیاتهای هجومی .
6- كسب تجربیات جدید در طراحی مانور و تاكتیك های رزمی.
7- دستیابی به غنائم و رفع برخی از كمبودهای تسلیحاتی.
8- انتشار اخبار پیروزیهای جبهههای جنگ و تمایل مشاركت عمومی برای حضور در جبهه .
9- ایجاد ترس و وحشت در جبهه دشمن به دلیل اجرای عملیاتهای غافلگیرانه و شبانه رزمندگان .
10- بروز خستگی روحی – روانی در نیروهای دشمن به سبب آماده باشهای طولانی.
چگونگی انتخاب منطقه نبرد
پس از آزاد شدن منطقه اشغالی شرق كارون در عملیات ثامن الائمه در جبهه جنوب سه منطقه در اشغال دشمن باقی مانده بود: غرب كارون و شهر خرمشهر، منطقه بستان و سوسنگرد و منطقه غرب رودخانه كرخه . این مناطق از نظر وسعت ، هدف، استعداد و گسترش نیروهای دشمن وضعیت های متفاوتی داشتند كه با توجه به توان امكانات نیروهای خودی ، منطقه سوسنگرد و بستان برای عملیات انتخاب شد. البته در این زمینه اختلاف نظرهایی وجود داشت. فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش با تأكید براینكه دشمن در غرب رودخانه كرخه حضور دارد و میتواند جاده اهواز – اندیمشك را تهدید كند و از سوی دیگر ، در جناح شمالی منطقه عملیاتی استقرار یافته و در صورت هر نوع پیشروی در این منطقه، جناح راست نیروهای خودی در شمال و عقبه آن تهدید خواهد شد، با اجرای عملیات در این منطقه مخالف بود، برای همین پیشنهاد میكرد كه عملیات در منطقه غرب رودخانهكرخه انجام شود.
در مقابل، برپایه ضرورت توازن توانایی و مقدورات خودی به وضعیت منطقه از نظر وسعت و میزان نیروهای دشمن ، برخی دیگر از فرماندهان جنگ براجرای عملیات در منطقه بستان و سوسنگرد اصرار میكردند. همچنین، آنها در پاسخ به استدلال مخالفان اجرای عملیات در این منطقه، برچند موضوع تاكید داشتند ، از جمله اینكه دشمن انگیزه و تمایلی برای آفند ندارد و در عین حال قادر به عبور از رودخانه كرخه و بستن جاده اهواز- اندیشمك نیست و اگر چنین بود، بیگمان پیش از این اقدام میكرد . همچنین گفته میشد كه با توجه به روحیه ضعیف نیروهای دشمن و فرماندهی متزلزل آنها، عراق قادر به پاتك مؤثر برای تهدید جناح راست عملیات و یا عقبه نیروهای عمل كننده نمیباشد، زیرا لازمه این امر خروج از مواضع پدافندی و تحمل تلفات است كه دشمن آمادگی پذیرش آن را ندارد. برهمین اساس ، پیش بینی میشد، دشمن در این منطقه، سرسختانه در مواضع فعلی پدافند كند.
در پی تغییر فرمانده نیروی زمینی ارتش و مباحث طرح شده به هنگام انتخاب منطقه، عملیات آفندی در منطقه بستان و سوسنگرد در تقدم یكم قرار گرفت. دلایل این تقدم ، ویژگیها و امتیازات عملیات در این منطقه نسبت به سایر مناطق بود. دلایلی مانند:
1- با توجه به توان نیروهای خودی، این منطقه نسبت به دو منطقه دیگر، دست یافتنی تر بود.
2- نزدیكی بستان به مرزهای بینالمللی و تأمین مرز به عنوان یك هدف مهم قابل دسترس بود و از نظر سیاسی نیز بازتاب گستردهای داشت.
3- تصرف بستان، پیوستگی خطوط دشمن از مهران تا خرمشهر را از هم میگسست و امكان پشتیبانی متقابل شمال و جنوب بستان را از دشمن سلب میكرد.
4- تهدید اهواز از محور سوسنگرد – بستان منتفی میشد.
بدین ترتیب ، برپایه ویژگیهای مثبتی كه منطقه عملیاتی بستان و سوسنگرد داشت، این منطقه برای اجرای عملیات انتخاب و آماده سازی آن آغاز شد.
موقعیت منطقه
منطقه عمومی عملیات در شمال غربی اهواز واقع شده و دارای زمین های مرتفع ، پست و هموار میباشد كه از شمال به ارتفاعات الله اكبر، میشداغ و تپههای رملی، در جنوب به رودخانه نیسان و هویزه ، در غرب از یك سو به دغاغله و رودخانه نیسان و از سوی دیگر، به رودخانه سابله و نهر عبید و روستای صالح حسن و از آن جا به سمت تپههای رملی در شمال امتداد مییابد و از شرق به هورالهویزه و تنگة چزابه و مرزهای بین المللی محدود میشود.
زمین منطقه در شمال، رملی و از جنس ماسههای بادی است. سمت بیشتر ارتفاعات منطقه، از شمال غربی به جنوب شرقی و شیب زمین در مكانهای مختلف، متفاوت است. رودخانههای این منطقه شامل رودخانه كرخه با عرض تقریبی 25 تا 40 متر وعمق 5/1 تا 2 متر است كه عبور از آن بدون استفاده از پل های موجود، غیرممكن میباشد. رودخانه كرخه كور در حمیدیه كه از رودخانه كرخه منشعب شده وتغییر مسیر میدهد. نهر سابله شاخه جدا شده از كرخه و نهر نیسان شاخه اصلی، جدا شده از كرخه كه ابتدا به نام مالكیه وارد سوسنگرد شده و از آن جا به بعد نهر نیسان نامیده میشود.
عوارض مصنوعی منطقه به این شرح بود: جاده آسفالته سوسنگرد- پل سابله- بستان؛ جاده معروف به تعاون كه دشمن ساخته بود واز حدفاصل بستان – سابله به پل نیسان و به سمت جفیر امتداد داشت ؛ میدان های مین و مواضع احداثی دشمن، آبادیهای این منطقه شامل دهلاویه، بردیه، دغاغله، سابله، چزابه و دیگر روستاها میباشد.
وضعیت و استعداد دشمن
ارتش عراق پس از ناكامی در تصرف سوسنگرد و پیشروی به سمت اهواز، در خارج از شهر و غرب سوسنگرد مواضع پدافندی خود را با استفاده از موانع طبیعی و مصنوعی در محور جابرحمدان درشمال رودخانه كرخه و محورهای دهلاویه ، سویدانی و هویزه در جنوب كرخه به گونهای مناسب تحكیم و تثبیت كرد.
ارتش عراق پس از عملیات ثامن الائمه و تحمل ضربه مهلك ناشی از آن تمام توان خود را برای شناسایی تحركات و مقاصد نیروهای خودی بسیج كرد و تا 60 درصد موفق به كشف این اطلاعات شد. اما به دلیل نقص اطلاعات ، همچنان در تردید به سر میبرد و در تجزیه و تحلیل خود به این نتیجه رسیده بود كه یكی از راهكارهای احتمالی نیروهای خودی و تمركز «تلاش اصلی » برای عملیات در محور غرب سوسنگرد، عبور از پل سابله به سمت بستان و نیز «تلاش پشتیبانی» از شمال كرخه و محور الله اكبر، جنوب ارتفاعات رملی به سمت غرب و تنگه چزابه میباشد. دشمن برای مقابله با این راهكارها ، تركیب و شكل استقرار نیروهای خود را با استفاده از موانع موجود آرایش داد. ارتش عراق كه برای پشتیبانی و تقویت نیروهای خود به پلهای روی رودخانههای كرخه و سابله و جادههای شمالی – جنوبی متكی بود، حفاظت و حمایت از پل ها را تشدید كرد. در عین حال، عوارض رودخانههای منطقه تحریك فوق العاده و پشتیبانی سریع را برای دشمن غیرممكن كرده بود.
نیروهای دشمن در شمال كرخه شامل تیپ 26 زرهی از لشكر 5 ، تیپ 93 پیاده از لشكر 4 پیاده كوهستانی، گردان 1 پیاده از تیپ 23، تیپ 31 و 32 نیروهای مخصوص و نیروهای جیش الشعبی بود.
نیروهای دشمن در جنوب كرخه شامل تیپهای 25 مكانیزه و 16 ، 30 و 96 زرهی از لشكر 6 زرهی، تیپ 48 پیاده از لشكر 11 پیاده، تیپ 12 زرهی از لشكر 3 زرهی ، یك گردان از تیپ 32 نیروی مخصوص ، گردان 20 دفاع الواجبات، نیروهای كماندویی لشكر 7 پیاده و نیروهای جیش الشعبی بود.
دشمن پس از آگاهی از سمت تك رزمندگان اقدامات زیر را انجام داد:
1- حابه جایی تیپ 30 زرهی با تیپ 35.
2- تقویت منطقه غرب سوسنگرد با تیپ 30 نیروی مخصوص.
3- تمركز تیپ 31 نیروی مخصوص و گروه های كماندو در شمال كرخه، تنگة چزابه و پل های كرخه .
4- ایجاد تمركز در گردان های تیپ 12 در شمال كرخه و تنگة چزابه به عنوان نیروی احتیاط و پاتك.
5- ایجاد تمركز در تیپ 48 پیاده و تیپ 93 در مثلث فنیخی و شمال كرخه .
6- ایجاد تمركز در گردان های تیپ 26 شمال كرخه به ویژه خطوط دوم .
7- تقویت خطوط دفاعی غرب سوسنگرد با تیپ 30 زرهی ، گردان های طارق و المثنی.
8- انتقال تیپ 10 زرهی به حوالی قرار گاه لشكر 6 زرهی به عنوان احتیاط آن لشكر برای اجرای تك در منطقه غرب سوسنگرد.
9- تمركز در ذخیره مهمات توپخانه ، تانك ، سلاح های ضدتانك و سلاحهای پدافند هوایی و افزایش مهمات خطوط اول.
10- تمركز در تقویت نیروی حمایت از پل ها و تقویت سلاح و مهمات مربوطه به آن .
اقدامات خودی پیش از عملیات
مهمترین اقدامات نیروهای خودی در فاصله دو عملیات ثامنالائمه و طریق القدس ، چنین بود:
1- شناسایی خطوط و عمق دشمن ؛مهمترین شناسایی عمق با هدف انهدام دشمن در شمال غربی رودخانه نیسان شامل منطقه غرب سوسنگرد و حاشیة هور و از پشت دشمن در روستاهای دفار ، نهركسر ، شیخ محمود و تا حوالی بیت نعمه میشد . برای شناسایی معابر خودی به دشمن و برعكس ، شناسایی موانع مصنوعی شامل میادین مین ، خاكریزها و سایر شناسایی موانع مصنوعی شامل میادین مین ، خاكریزها و سایر تأسیسات و نیز شناسایی و ثبت تحركات و استعداد پشتیبانی دشمن اعم از هوایی ، هوانیروز ، توپخانه و پدافند هوایی اقداماتی انجام گرفت . همچنین ، منطقه شمال كرخه در حد فاصل جناح دشمن و ارتفاعات میشداغ درمنطقه رملی نیز شناسایی شد كه اطلاعات آن بسیار حائز اهمیت بود و منجر به طرح ریزی عملیات به صورت احاطهای شد و جاده معروف روی منطقه رملی نیز براساس همین اطلاعات و برابر نیاز عملیات احداث شد و بدین ترتیب ، امكان دسترسی نیروهای خودی در خیز اول به عقبه دشمن در تنگه چزابه فراهم شد.
2-سازمان دهی نیروهای مردمی به كوشش و تدبیر سپاه پاسداران ، به گونه ای كه در محاسبات عملیات ، استعداد و توان سپاه به عنوان یكی از عوامل تعیین كننده در آغاز عملیات و كسب موفقیت مورد تأكید قرار گرفت .
3- طرح ریزی عملیات برپایه شناسایی از منطقه و توان موجود نیروهای خودی و انجام دادن برخی جابجاییها و تقویت منطقه كه با ظرافت و دقت خاصی انجام گرفت .
4- نزدیك كردن خطوط خودی به دشمن با ایجاد خاكریزهای كوتاه.
5- اجرای طرح آب برای محدود كردن خطوط پدافندی و آزاد كردن نیرو .
6- احداث جادهای به طول 15 تا 20 كیلومتر در زمینهای رملی شمال منطقه عملیاتی به كوشش برادران جهاد سازندگی .
در پی شهادت برخی از فرماندهان ارتش و سپاه پس از عملیات ثامنالائمه ، انتصابهای جدید موجب تغییراتی در مدیریت جنگ شد كه در گسترش و تعمیق همكاری سپاه و ارتش نقش بسزایی داشت.
هوشیاری دشمن و اقدامات دفاعی
با افزایش فعالیت رزمندگان در این منطقه ، اداره كل اطلاعات زیر را كه حاكی از پی بردن به قصد رزمندگان اسلام برای هجوم به منطقه بستان و هویزه بود، برای یگان ها و واحدهای خود مستقر در منطقه عمومی عملیات ارسال كرد :
1- تجدید نظر در سازمان رزمی و آرایش یگانهای دشمن و تقویت بعضی از این یگانها همراه با گسترش دادن مناطق آب گرفته .
2- افزایش فعالیتهای گشتزنی ، جمعآوری اخبار شناساییهای مكرر و عكاسی هوایی كه آخرین آن در تاریخ 4/9/1360 بوده است .
3- نزدیك شدن تدریجی به یگانهای ما و كاهش عمق منطقه بین دو خط تماس و احداث تعدادی خاكریز و بالا بردن ارتفاع بعضی از آنها .
4- كاهش گلولههای توپخانه و علامت گذاری زمین برای هماهنگی و تعیین سمت و ثبت تیر .
5- تغییر مكان پاسگاه فرماندهی لشگر 16 زرهی به منطقه جلو در ابوحمیظه و اقدام یگان های این لشكر برای تهیه طرحهای تعرضی و اقدامات هماهنگی نظیر لغو مرخصیها و ذخیره كردن مهمات و هماهنگ كردن دستورات مخابراتی.
6- تقویت یگان های منطقه با حدود 5000 تن از داوطلبان پاسدار.
7- آشكارشدن پارازیت های دشمن در منطقه هویزه و سرپلهای كرخه كور.
8- درخواست واگذاری ماسك ضد گاز .
9- درخواست تأمین پوششهوایی در منطقه سوسنگرد.
در واقع اداره اطلاعات ارتش عراق كه با تجزیه و تحلیل تحركات رزمندگان ، به قصد نیروهای ایرانی برای حمله پی برده و حتی زمان آن را پیش بینی كرده بود، با مشخص كردن هدف های تك خودی و چگونگی اجرای احتمالی آن وارسال آن برای یگانهایش ، به آنها چنین هشدار میدهد:
« ایرانیان تكی تعرضی شدیداً فعال در منطقه بستان تا هویزه طرحریزی نمودهاند كه بیش از 3 تیپ زرهی و یگان های پیادهرو داوطلبان و پاسداران و اجرای آن شركت خواهند نمود.
هدف نزدیك دشمن (ایران) عبارت است از رسیدن به جاده تعاون (جادهای كه شهر بستان را به هویزه متصل میكند)و به موازات آن دشمن (ایران) در منطقه شمال كرخه با استفاده از یگان های لشگر 92 برای فشار به منطقه تیپ 26 زرهی با تقدمهای زیر اقدام میكند:
1- تك با نیروی زرهی در محور بستان پس از عبور از نهر سابله .
2- ادامه تك به طرف آبادی ابوسخیل (7499) و ادامه تك به سمت هور هویزه.
3- پیشروی در امتداد محور هویزه و جفیر در صورت انهدام نیروهای دفاعی ما به صورت كامل.
از فعالیت های مذكور چنین استنباط میشود كه ساعت شروع تك احتمالی دشمن (ایران) زودتر از ساعت 23:00 روز 6/9/1360 نخواهد بود . بنابراین ضروری است كه از ساعت 01:00 مورخ 7/9/1360 یگان ها به مدت 72 ساعت به طور صد در صد آماده باشند.»
با توجه به موارد بالا ،ارتش عراق به یگان های مستقر در منطقه دستورات زیر را ابلاغ كرد:
«ذخیره كردن انواع مهمات و افزایش مهمات خط اول و دوم .
- تقویت مواضع در عمق .
- به جلو كشیدن تانك ها.
- اعزام گشتی و دیدهبان.
- استفاده از رزمندگان ارتش خلق كه در یگان ها موجود میباشند و برای حفاظت و كنترل مناطق ثابت و حیاتی .»
+
عرض شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 12:20 توسط کدخدا
|
haafez
حافظ
حافظ چون مدرسه و خانقاه را موصول به مطلوب نیافت به خرابات که همان میخانه معرفت است روی آورد آنجا که بنیاد خود خواهی و خود بینی را ویران می کند و با تخریب ظاهرسرای باطن را آبادان می سازد وانسان حیقت جو را ازبند تقلید و خرافات و عادات می رهاند و به مقام رندی و وارستگی می رساند . خواجه شیرازازلحاظ مشرب عرفانی چنانکه ازخلال گفتاراو مشهود است به طرقه ملامتیان تعلق خاطردارد که دراخلاص و دوری ازریا و تظاهرونفاق سخت کوشش می کنند و نام و نشان وعناوین و شهرت و سلطه جویی بردیگران گریزانند و معتقدند که طریقت جزخدمت به خلق نیست و ریاضت های دشواررا که حاصل ناتوانایی و فرسودگی تن و روان است درست نمی شمارند وسعیشان درآن است که مرکب سرکش نفس بد فرمای را رام کنند و به تسلیم وادارند .
غزل حافظ صدای سخن عشق است و جاودانی است و هرچه زمان برآن بگذرد ازلطف و حلاوت آن نمی کاهد چه دراین کلام سوزی نهفته و فروغ حقیقتی از آن تابنده است که دلها را به سوی خود می کشاند
. کلام خواجه لبان دل است لاجرم بردل می نشاندو هرصاحب ذوقی را به وجد می آورد این است که ازدیرزمان فال گرفتن با دیوان حافظ درمیان پارسی زبانان رسمی شده است تذکره نویسان نوشته اند که نام پدروی بهاء الدین ومادرش ازمردم کازرون بوده است و دردروازه کازرون شیرازسکونت داشته اند . حافظ به شیرازعلاقه بسیارداشت و یکباربه سفرکوتاهی تا یزد به دعوت شاه یحیی مظفری پرداخت و باردیگربه دعوت شاه محمود دکنی به مقصد سفبه هندوستان تا جزیره هرمزدرخلیج فارس رفت و چون دریا را مشوش یافت ازسفرروی برتافت و به شیراز بازگشت و می گفت : نمیدهند اجازت مرا به سیرو سفرنسیم باد مصلی و آب رکنا باد.
حافظ به تصریح محمد گلندام تفسیرقرآن را نی می دانست و مطالع النظارفی طوالع تالیف بیضاوی و مفتاح العلوم سکاکی درگذشته را مطالعه می کرد و ازپژوهش دردیوان های شاعران پارسی گوی و تازی گو بهره ها برد و به مناسبت برخی ازسخنوران نامی را به احترام ضمن اشعارخود آورده است و ازآن جمله اند این بزرگان فردوسی و سعدی و نظامی ظهیرفارابی سلطان خواجو کمال خجندی برخی ازعلما و فرمانرویان با حافظ معاصر بوده اند که نام گروهی از آنان به نقل ازلغت نامه علامه فقید دهخدا دراینجا آورده می شود
:
معا صر خواجه ازعلما شیخ مجد الدین اسماعیل ابن محمد ابن خداد قاضی شیرازقاضی عضد الدین عبدالرحمن بن احمد ایجی مؤلف مواقف شیخ عبدالله و ازعرفا شیخ آمده است آنرا باید دراعداد بهترین آثارانگلیسی درباره این شاعرفارسی به شمارآورد مفسرین حافظ عمده مفسرین اشعارحافظ نه تنها به زبان فارسی بلکه ترکی و احتمالاً باردو نیزبسیار بسیاراست بهترین شرحی که به ترکی نوشته اند و معروفترین همه سه شرح است یکی تالیف سروری دوم تالیف شمعی و سوم تالیف سودی و این شرح اخیررا به فراوانی بدست می توان آورد لطیفه غیبیه تالیف مولا محمد دارابی رساله کوچکی درباره حافظ و آن رساله مشتمل است بر
127 صفحه کوچک که به چاپ سنگی درتهران به سال 1304 طبع شده است و غالباً شامل توضیحاتی ازبعضی آشکارمشکل می باشد .
ترجمه های دیوان حافظ طبع دیوان که سودی شرح کرده است و ممکن است که با مقابله تازه دقیقی با نسخ قدیم کامترشود من حیث المجموع مشتمل است بر
693 قطعه و منظومه به این ترتیب 573 غزل 42 قطعه 69 رباعی 6 مثنوی 2 قصیده و یک مخمس. ترجمه کاملی به آلمانی ازتمام این ابیات به شعربه قلم رزنزدیک شوند و نیزیک ترجمه کامل انگلیسی به نثرازتمام آن به قلم ویلبرفورس کلارک انجام گرفته است و علاوه برآن ازبسیاری غزلیات مفرده و یا مجموعه ترجمه های بسیاربالسنه ی مختلفه انگلیسی آلمانی لاتین فرانسه و غیره نیزذکرکرده اند... درمیان ترجمه های منظومه دیوان حافظ به انگلیسی بزرگترو ذی قیمت ترازهمه آنست که به قلم هرمان بیکنل انجام گرفته ... و درسال 1875 به طبع رسیده است ....
آرامگاه حافظ درباغ زیبایی درشیرازواقع شده است که به حافظیه معروف است و این مقبره را ابوالقاسم بابرپسرمیرزا بایسنغرنواده شاهرخ بن تیمورکه ازسال
854 تا 862 درخراسان و عراق و فارس حکومت داشت تزیین کرده و وقتی که به سال856 به شیرازآمد ساختن آن مقبره را به مولانا محمد معمایی رجوع فرمود...
کریم خان زند وکیل الرعیا نظربه علاقه خاصی که به خواجه شیراز داشت مزارسرحلقه رندان جهان را مرمت کرد و به فرمان وی سنگ مرمری زیبا برگورگاه خواجه اند و غزل معروف او را که مطلعش این است
.
آرامگاه حافظ قبله اهل دل است و ازدیرگاه ازاطراف و اکناف ایران و جهان صاحبدلان به زیارت این آستان پاک می روند و برروح قدسی خواجه شیرازدرود میفرستند و همّت می جویند و این بیت او را زمزمه می کردند
.
نام بلند آوازه جهانگیرحافظ که دل به عشق زنده است تا زبان فارسی درجهان باشد پاینده
می ماند .
آرامگاه حافظ درباغ زیبایی درشیرازواقع شده است که به حافظیه معروف است و این مقبره را ابوالقاسم بابرپسرمیرزا نواده شاهرخ بن تیمورکه ازسال
854 تا 862 درخراسان وعراق و فارس حکومت داشتند تزیین کرده و دروقتی که به سال 856 به شیرازآمد ساختن آن مقبره را به مولانا محمد معمایی رجوع فرمود.
کریم خان زند وکیل الرعیا نظربه علاقه خاصی که به خواجه شیراز داشت مزارسرحلقه رندان جهان را مرمت کرد و به فرمان وی سنگ مرمری زیبا برگورگاه خواجه نهادند و غزل معروف او را که مطلع این است حافظ چون مدرسه و خانقاه را موصول به مطلوب نیافت به خرابات که همان میخانه معرفت است روی آورد آن جا که بنیاد خود خواهی و خود بینی را رها کرد و با تخریب ظاهرسازی باطن را آباد می سازد و انسان حقیقت جو را ازبند تقلید و خرافات و عادات می رهاند و به مقام رندی و وارستگی می رساند خواجه شیراز ازلحاظ مشرب عرفانی چنانکه ازخلال گفتاراو مشهود است به طریقه ملامتیان تعلق دارد که دراخلاص و دوری ازریا و تظاهرو نفاق سخت کوشش می کنند و ازنام و نشان و عناوین وشهرت و سلطه جویی و دیگران گریزانند و معتقدند که طریقت جزخدمت به خلق نیست و ریاضت های دشواررا که حاصل آن ناتوانی و فرسودگی تن و روان است درست نمی شمارند و سعیشان درآن است که مرکب سرکش نفس بد فرمای را رام کنند به تسلیم وادارند
غزل حافظ صدای سخن عشق است و جاودانی است و هرچه زمان بگذرد ازلطف و حلاوت آن نمی کاهد چه دراین کلام سوزی نهفته و فروغی حقیقتی ازآن تابنده است که دلها را به سوی خود می کشاند کلام خواجه زبان دل است لاجرم بردل می نشیند و هرصاحب ذوقی را به وجد می آورد این است که ازدیرزمان فال گرفتن با دیوان حافظ درمیان پارسی زبانان رسمی شده است تذکره نوسیان نوشته اند که نام پدروی بهاالدین و مادرش ازمردم کازرون بوده است و دردروازه کازرون شیراز سکونت داشته اند حافظ به شیرازعلاقه بسیار داشت و یک باربه سفرکوتاهی تا یزد به دعوت شاه یحیی مظفری پرداخت و باردیگربه دعوت شاه محمود دکنی به قصد سفربه هندوستان تا جزیره هرمزدرخلیج فارس رفت و چون دریارا مشوش یافت ازسفرروی برتافت و به شیرازبازگشت و می گفت نمیدهند اجازت مرا به سیروسفر حافظ به تصریح محمد بی گمان درنگاشتن این مقدمه محمد گلندام با همه توانایی که نشان داده است بازهم باید گفت قطره ای ازبحرکمال این ترجمان اسرارالهی را درقالب الفاظ شیوا و عبارت های رسای خود ریخته است ازهمین مختصربرمی آید که این طالب صادق درراه رسیدن به حقیقت چه رنج ها برده تا بسرمنزل مقصود فرازآمده است حافظ سالیان درازدرپیشگاه استادان ادب فارسی وعربی و برسرامدان تفسیرقرآن و حکمت و کلام اسلامی باردات حضوریافته و با آن ذهن وقاد و قریحه خداداد سرمایه ای گرانقدرازفضل و فضیلت اندوخته و قرآن کریم را با چهارده روایت آن ازبرکرده و تخلص شاعرانه خود را به همین مناسبت حافظ برگزیده و ازکلام خدا نکته ها آموخته و گفته است .
+
عرض شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 11:30 توسط کدخدا
|
جن
مقدمه:
جن
جن چنانچه از مفهوم لغوي اين كلمه بدست مي آيد موجودي است ناپيدا كه مشخصات زيادي براي او در قرآن ذكر شده است از آيات قرآن به خوبي استفاده مي شود كه بر خلاف آنچه در افواه مردم عوام مشهور است وآنها را از ما بهتران مي دانندانسان نوعي است بهتر از آنها به دليل آنكه تمام پيامبران الهي ازانسان ها برگزيده شده اند وآنها به پيامبر اسلام كه از نوع بشر بود ايمان آوردند وازاو تبعیّت كردند واصولا" واجب شدن سجده دربرابرآدم برشيطان كه بنابه تصريح قرآن آن ازبزرگان جن بود (كهف_ 50) دليل بر فضيلت انسان بر جن مي باشد ولي مي دانيم مردم عوام وناآگاه مرافات زيادي درمورداين موجود ساخته اند كه با عقل ومنطق جور در نمي آيد وبه همين جهت يك چهرهء خرافي وغير منطقي به اين موجود داده كه وقتي كلمه جن گفته مي شود مشتي خرافات نيز باآن تداعي مي شود واز جملهاينكه آنهارا با اشكال غريب وعجيب و وحشتناك وموجوداتي سم دار ودم دار موذي وپر آزار كينه توز وبد رفتار كه ممكن است از ريختن يك ظرف آب داغ در يك نقطه خالي خانه هايي را به آتش كشند! وموهبات ديگري از اين قبيل در حالي كهاگر موضوع وجود جن ازاين خرافات پيراسته شود اصل مطلب كاملا" قابل قبول است چرا كه هيچ دليلي بر انحصار موجودات زنده به آنچه ما مي بينيم وجود ندارد بلكه علما و دانشمندان علوم طبيعي مي گويند موجوداتي راكه انسان با حواس خود مي تواند درك كند در برابر موجوداتي كه با حواس قابل درك نيستند ناچيزاست تاا ين اواخر كه موجودات ذره بيني كشف نشده بود كسي باور نمي كرد كه در يك قطره آب يا يك قطره خون هزاران هزارموجود زنده باشد كه انسان قدرت ديد آنها را نداشته باشد ونيز دانشمندن مي گويند چشم ما رنگهاي محدودي را مي بيند وگوش ما امواج محدودي را مي شنود رنگها وصداهايي كه با چشم وگوش ما قابل درك نيست بسيار بيش از آن است كه قابل درك هست وقتي وضع جهان چنين باشد چه جاي تعجب است كه انواع موجودات زنده اي در اين عالم وجود داشته باشد كه ما نتوانيم با حواس خود آنها رادرك كنيم ووقتي پيامبر اسلام از آن خبر دهد چرا نپذيريم به هر حال از يك سو قرآن كلام ناطق صادق خبر از وجود جن داده است واز سوي ديگر هيچ دليل عقلي برنفي ان وجود ندارد بنابراين بايد آن را پذيرفت واز توجيهات غلط وناروا بايد برحذر بودهمانگونه كه از خرافات عوام بايد بر حذر كرد .
به دليل اينكه انسان بايد به ظواهر عالم وحقايقي كه در وراي اين ظواهر نهفته است آشنا شود و در پس اسباب وعلل طبيعي دست غيب خداوند را نظاره گر باشد دربارهء جهان موجودات نا محسوس وما وراي طبيعت چند خطي را مي نويسم .
بخشي از عالم خلقت به موجودات فرا طبيعي اختصاص دارد ويكي از اصــول جهان شنــاسي اسلامي وجود مــوجوداتي است كه انها را جــن
مي خوانيم بهتر است ابتدا از خود بپرسيم حقيقت جن چيست .
1) درآيات وسورهاي متعددي درموردحقيقت جن سخن گفته به عنوان مثال درسوره انبياء آيات 81_82 يكي از مواهب انحصاري سليمان(ع)رابازگومي كند(مابعضي از شياطين را مسخراوقرارداديم كه براي او در درياها غوص مي كردند و جواهرات ومواد پر ارزش بيرون مي آوردند وكارهايي غير از اين نيز براي او انجام مي دادند){ومن الشياطين من يغوصون له ويعملون عملا دون ذلك } وما آنها را از تمرد وسركشي در برابر فرمان او نگاه مي داشتيم {وكنا لهم حافظين } آنچه در آيات فوق به عنوان شياطين آمده در آيات سوره سباء به عنوان جن مطرح شده (12-13 سبا ) وروشن است كه اين دو با هم منافات ندارند زيرا مي دانيم شياطين از تيره جن مي باشند به هر حال جن نوعي ازمخلوقات داراي عقل وشعورو استعداد و تكليف است كه از نظر ما انسانها ناپيداست وبه همين جهت جن ناميده ميشود وبطوري كه از آيات سوره جن استفاده ميشود آنها نيز مانند ما انسانهاداراي دوگروه متفاوت هستند مؤمنان صالح و كافران سركش وما هيچ گونه دليلي بر نفي اين موجودات نداريم و چون قرآن از آن خبر داده مي پذيريم . از آيات سوره ص وسبا و انبياء به خوبي استفاده مي شود كه اين گروه از جن كه مسخر سليمان بودند افرادي باهوش فعال وهنرمند وصنعتگر با مهارتهاي مختلف بودند ودر سوره سبا آمده است : {يعملون له ما يشاء من محاريب وتماثيل و جفان كا لجواب وقدور راسيات } كه نشان مي دهد(محرابها ومعابد بسيارعالي وزيبا ووسائل زندگي مختلف ازجمله ديگها وسيني هاي مختلف براي او مي ساختند)از آيات ديگر سليمان استفاده مي شود كه گروهي از شياطين سركش نيز وجود داشتند كه او آنها را در بند كرده بود {وآخرين مقرنين في الا صفاد } (ص- 38 ) وشايد جمله {وكنا لهم هافظين } اشاره به اين باشد كه ما آن گروه خدمتگزار سليمان را ازتمردوسركشي بازمي داشتيم.ازديگرمشخصات جن مي توان گفت :
1) مو جودي است كه از شعله آتش آفريده شده است بر خلاف انسان كه ازخاك آفريده شده{وخلق الجان من مارج من نار. الرحمن-5 }
2) داراي علم وادراك وتشخيص حق از باطل وقدرت استدلال است (آيات مختلف سوره جن ).
3) داراي تكليف ومسئوليت است (آيات سوره جن والرحمن ).
4) گروهي از آنها مؤمن صالح وگروهي كا فرند {وانا منا الصالحون ومنا دون ذلك } (جن-15 ).
5) آنها داراي حشر و نشر و معادند {واما القاسطون فكانوا لجهنم حطبا}(جن -15).
6) آنها قدرت نفوذ در آسمانها وخبر گيري و استراق سمع داشتند.
7) وبعدا" ممنوع شدند {وانا كنا نغعد منها مقاعد للسمع فمن يستمع الا ن يجد له شهابا" رصدا} (جن-6).
8) آنها با بعضي از انسانها ارتباط بر قرار ميكردند وبا آگاهي محدودي كه نسبت بهدبعضي از اسرار نهاني داشتند به اغواي انسانها مي پرداختند {وانه كان رجال من الا نس يعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا}(جن -6).
9) در ميان آنها افراد ي يافت مي شود كه از قدرت زيادي بر خور دارند همانگونه كه در ميان انسانها نيز چنين است{قال عفريت من الجن انا آتيك به قبل ان تقوم من مقامك}(يكي از گردنكشان جن به سليمان گفت من تخت ملكه سبا را پيش از انكه از جاي بر خيزي از سرزمين او به اينجا مي آورم )(نمل-39 ).
10)آنها قدرت به انجام بعضي از كارهاي مورد نياز انسان را دارند{ومن الجن من يعمل بين يديه باذن ربه ...يعملون له ما يشاء من محاريب وتماثيل وجفان كالجواب } گروهي از جن پيش سليمان به اذن خداكارمي كردند وبراي اومعبدهاوتمثالهاي بزرگ غذاتهيه مي كردند ) (سبا 12-13 ).
خلقت آنهاروي زمين قبل ازخلقت انسان بوده{والجان خلقناه من قبل } (فجر -27 ) .
به علاوه اين نكته نيز قابل توجه است كه جن گاهي بر يك مفهوم وسيعتر ابلاغ مي شود كه انواع موجودات ناپيدا را شامل مي شود اعم از آنها كه داراي عقل و در كند و آنها كه عقل و درك ندارند وحتي گروهي از حيواناتي كه با چشم ديده مي شوند ومعمولا" در لانه ها پنهانند در اين معني وسيع وارد است شاهد اين سخن روايتي است از پيامبر :
خلق الله الجن خمسته اصناف:صنف كالريح في الهوائ وصنف حيات وصنف عقارب وصنف حشرات الارض وصنف كبني آدم عليهم الحساب والعقاب .(خداوند جن را پنج صنف آفريده است :صنفي مانند باد در هوا وصنفي به صورت مارها وصنفي عقربها وصنفي حشرات زميني اند وصنفي ا ز آنها مانند انسانها كه بر آنها حساب وكتاب وعقاب است ).
در روايتي از علي(ع) ميخوانيم :
لا تشرب الماء من تلمته الا ثاء ولا من عروته فان الشيطان يغعد علي العروه و الثلمه :(از قسمت شكسته ظرف وطرف دستگيره آن آب نخوريد زيرا شيطان روي دستگيره وقسمت شكسته مي نشيند ).
با توجه به اينكه شيطان از جن است و با توجه به اينكه جاي شكسته ظرف وهمچنين دسته آن محل اجتماع انواع ميكروبهاست بعيد به نظر نميرسدكهجن وشيطانبه مفهوم عام اينگونه موجودات راشامل مي شود هرچند مفهوم خاصي دارد كه موجودي است كه داراي فهم وشعور ومسئوليت است .
ضمنا" طايفه جن نيز مردو زن دارند در ميان آنها افراد صالح و ناصالح وجود دارد وگروهاي مختلف و متفاوتي دارند {وانا منا الصالحون ومنا
دون ذلك كنا طرائق قددا"}
اين جمله را جن ها به اين منظور گفتند كه مبادا وجود ابليس در ميان طا يفه جن اين توهم را براي عده اي از آنها به وجود آورد كه طبيعت جن بر شر و فساد وشيطنت است وهرگز نورهدايت به قلب آنها نمي تابد. مؤ منان جن با اين سخن روشن مي سازند كه اصل اختيار و آزادي اراده بر آنها حاكم است وافرادي صالح وغير صالح هر دو وجود دارد .بنابر اين زمينه هدايت در وجود آنها فراهم مي باشد واصولا" يكي از عوامل تاثير تبليغ (شخصيت دادن) به طرف مقابل و توجه دادن او به زمينه هاي هدايت وكمال است .اين احتمال نيز وجوددارد كه مؤمنان جن براي تبرئه آنها ازموضوع سوء استفاده از مسئله استقراق سمع اين سخن را گفته باشند يعني: گرچه بعضي از آنها اخباري را كه از طريق استراق سمع بدست مي آوردند در اختيار انسانهاي شرور مي گذاردند تا مايه گمراهي مردم شوند ولي همه طايفه جن چنين نبودند با اين وجود ذهنيات ما انسانها را درباره جن نيز اصلاح مي كند زيرا در تصور بسياري از مردم واژه جن با نوعي فساد وگمراهي همراه است كه با اين مطلب متوجه شديم كه آنها گروهاي متفاوتي دارند . جن هر گز نمي تواند بر اراده خداوند در زمين غالب شود ونمي تواند از پنجه قدرت او فرار كند {وانا ظنمنا ان لن نعجز الله في الا رض ولن نعجز ه هربا" }جن هنگامي كه هدايت قرآن را شنيد ايمان آورد {وانا لما سمعناالهدا آمنا به } آنها نتيجه ايمان را در يك جمله كوتاه بيان كردند و مي گويند هر كس به پروردگارش ايمان بياورد نه از نقصاني مي ترسد ونه از ظلم {فمن يؤمن بربه فلا يخاف بخسا" ولا رهقا" }
همچنين طا يفه جن داراي عقل و شعور و فهم و درك و تكليف و مسئو ليت و آشنايي به لغت و توجه به فرق بين كلام اعجاز آميز دارند وهمچنين خود را موظف به تبليغ حق مي دانند ومخاطب خطابهاي قرآن نيز هستند آنها قر آن را سخني عجيب مي شمردند زيرا هم لهن وآهنگ آن عجيب است هم نفوذ وجاذبه اش هم محتوا وتاثيرش عجيب است وهم آ ورنده آن كه درس نخوانده بود واز اميين برخواست كلامي است در ظاهر وباطن عجيب ومتفاوت از هر سخن ديگر وبه اين ترتيب آنها اعتراف به اعجاز قران نمودند بعد از ابراز ايمان ونفي هرگونه شرك سخنان خود را در باره صفات خدا چنين ادامه دادند (وبلند است مقام با عظمت پرور دگارمانواو هرگز براي خود همسر وفرزندي انتخاب نكرده است .{وانه تعالي جد ربنا ما اتخذ صاحبه ولا وئدا}
گفتيم كه يكي از ويژگي هاي جن اين بود كه آنها قبلا" در آسمانها استقراق سمع مي كردند ولي ديگر نم يتوانند مؤمنان جن در اين مورد مي گويند ما پيشاز اين به استقراق سمع در آسمانها مي نشستيم واخباري از ان را دريافت مي كرديم و به اطلاع دوستان خود مي رسانديم ولي الان چنانچه كسي بخواهد استقراق سمع كند شهابي را در كمين خود مي يابد كه اورا هدف قرار مي دهد .{وانا كنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن يستمع الان يجدله شهابا" رصدا"} اين وضع تازه دليل بر اين حقيقت است كه با ظهور پيامبر اسلام و نزول كتاب آسماني او دگرگوني عظيمي در جهان رخ داده است ودوران شيطنت وكهانت وفريب پايان گرفته و شب تاريك جهل به پايان رسيده است و آفتاب عالمكتاب وحي ونبوت طلوع كرده است . شهاب در اصل به معني شعله اي است كه از آتش زبانه مي كشد و به شعله هاي اتشيني كه در اسمان به صورت خط ممتد ظاهر مي شود نيز شهاب مي گويند طبق تحقيقات دانشمندان امروز آنها قطعه سنگهاي كو چكي هستند كه در فضاي بيرون ازكره زمين در قرار گرفته وبه سرعت به طرف زمين سقوط ميكنند هنگامي كه وارد زمين مي شوند به خاطر بر خورد شديد باآن داغ وآتشين وبه صورت شعله سوزاني در مي آيند وسرانجام خاكستر آنها بر زمين باقي ميماند . شهابها تيرهايي است كه به سوي شياطين كه قصد استقرق سمع در اسمانها را داشتند پرتاب ميشوند ولي جنييان قاعدتا" بايد فهميده باشند كه ممنوعيت از استقراق سمع كه با ظهور پيامبر اسلا م مقارن بوده مقدمه هدايت انسانها وبر چيده شدن دستگاه كهانت و خرافات ديگري مانند آن است واين چيزي جز اعلا م پايان يك دوره تاريك وآغاز دوراني نوراني نمي تواندباشد زيرا كاهنان جن در عصر جاهليت با اتكاء به همين مسئله استقراق سمع سهم بزرگي در گمراه ساختن مردم داشتند .
حال از خود بپرسيم كلمه جان چيست !
كلمه جن در اصل به معني چيزي است كه از حس انسان پوشيده باشد مثلا" مي گوييم جنته الليل يا فلما جن عليه الليل يعني هنگامي كه پرده سياه شب او را پوشاند وبه همين جهت مجنون به كسي كه عقلش پوشييده وجنين به طفلي كه در رحم مادر پوشانده شده وجنت به باغي كه زمينش را درختان پوشانده اند و جنان به قلب كه در درون سبنه پوشانده شده وجنته به معني سپركه انسانرا از ضربات دشمن مي پوشاند آمده است البته از آيات قرآن استفاده مي شود كه جن يكنوع موجود عاقلي است كه از حس انسان پوشيده شده وافرينش ان در اصل از آتش يا شعله هاي آتش است و ابليس نيز از همين گروه است .بعضي از دانشمندان از آنها تعبير به نوعي از ارواح عاقله مي كنند كه مجرد از ماده مي باشد (البته پيداست كه تجرد كامل ندارد چرا چيزي كه از ماده آفريده شده است مادي است ولي نيمه تجردي دارد چرا كه با حواس ما درك نمي شود و به تعبيير ديگر يكنوع جسم لطيف است )آيااين دو كلمه جن وجان هردو به يك معني است يا چنانكه بعضي از مفسران گفته اند جان نوع خاصي از جن است . اگر آيات قرآن را كه در اين زمينه وارد شده است در برابر هم قرار دهيم روشن مي شود كه هر دو به يك معني مي باشد چرا كه در قرآن گاهي جن در مقابل انسان قرار داده شده است وگا هي جان . مثلا" در آيه 88 سوره اسراء مي خوانيم {قل لئن اجتمعت الا نس والجن } ويا در آيه 56 سوره ذاريات مي خوانيم {وما خلقت الجن والا نس لا يعبدون }در حالي كه در آيه 15سوره رحمان مي خوانيم { خلق الا نسان من صلصال كا الفخار و خلق الجان من مارج من نار } وباز در همين سوره آيه 39 مي خوانيم {فيوئذ لا يسئل عن ذنبه انس والجان }.
از مجموع آيات فوق وآيات ديگرقرآن به خوبي استفاده مي شود كه جان وجن هر دو به يك معني است ولذا در آيات فوق گاهي جن در برابر انسان قرار گرفته وگاهي جان البته جان به معنيس ديگري در قرآن آمده
است كه آن نوعي ازمار است چنانكه در داستان موسي مي خوانيم {كانها جان }(قصص 31 )
خداوند جن را از شعله هاي رنگارنگ و متحرك و مختلط آتش آفريد {وخلق الجان من مارج من نار } ودر اينجا منظور از اخطلات شعله هاي مختلف آتش است زيرا هنگامي كه آتش شعله ور ميشود گاه به رنگ سرخ زرد آبي و سفيد ميشود بعضي گفته اند كه معني تحرك نيز در آن هست.{مرجت الدايه }يعني حيوان رادر چراگاه رها كردم زيرا يكي از معاني مرج همان مرتع است . باز در اينجا براي ما روشن نيست كه آفرينش جن از اين آتشهاي رنگارنگ چگونه بوده است. همانگونه كه خصوصيات ديگر آن نيز از طريق قران و وحي آسماني براي ما ثابت شده است محدود بودن معلومات ما در برابر مجهولات هرگز به ما اجازه نمي دهد كه اين حقايق را انكار كنيم يا ناديده بگيريم . ودر آخر نيز به اين نكته اشاره مي كنم كه ابليس نيز از جن بوده است ابليس به دليل اينكه از تمام جنيان بهتر بوده و تمام دستورات خداوند را اجرا مي كرد در صف فرشتگان قرار داشته ولي بعد از خلقت آدم خداوند به همه فرشتگان دستور داد سجده كنند {فسجدالملائكه كلهم اجمعون } تنها كسي كه اطاعت اين فرمان را نكرد ابليس بود ابليس كه قرق در غرور و خود خواهي خويش بود گستاخانه در برابر پروردگار به پاسخ پرداخت وگفت من هرگز براي بشري كه اورا از خاك خشكيده اي آفريدهاي سجده نخواهم كرد او كه از اسرار آفرينش بر اثر خود خواهي و غرور بيخبر مانده بود و بركات خاك را كه منبع هر خيرو بركتي است به دست فراموشي سپرده بود واز آن مهمتر آن روح شريف ومقدس را كه در ادم وجود داشت ناديده گرفت ناگهان از اوج مقامي كه داشت سقوط كرد وديگر شايسته نبود كه او در صف فرشتگان باشد لذا بلا فاصله خدا به او دستور داد كه از آن آسمانها بيرون رو كه تو رجيم ورانده شده درگاه مائي . ابليس كه در اين هنگام خود را رانده شده ديد احساس كرد كه آفرينش انسان سبب بدبختي او شد آتش كينه در دلش شعله ور شد تا انتقام خود را از فرزندان آدم بگيرد هر چند مقصر اصلي خود او بود نه آدم ونه فرمان خداولي غرور وخود خواهي همراه بالجاجتش به او اين اجازه
را نم يداد كه اين واقعيت را درك كند لذا عرض كرد كه پروردگارا اكنون كه چنين است مرا تا روز رستاخيز مهلت ده نه براي اينكه توبه كنم يا از كرده خود پشيمان باشم ودر مقام جبران برآيم بلكه به لجاجت و اناد ودشمني ادامه دهم وخداوند اين خواسته او را پذيرفت وخدا فرمود كه تو هيچگونه تسلط و قدرتي بر بندگان من نداري مگر گمراهاني كه بخواهند شخصا"ازتوپيروي كنند {انعباديليس لكعليهم سلطان الامن اتبعك من الغاوين}
يعني در واقع اين تو نيستي كه مي تواني مردم را گمراه كني بلكه اين انسانهاي منحرفند كه كه با ميل واراده خويش دعوت تو را اجابت كرده پشت سر تو گام بر ميدارند خلاصه اينكه وسوسه هاي شيطان گرجه موثر است ولي تصميم نهايي با شيطان نيست با خود انساتهاست در واقع خداوندمي خواهد اين خيال باطل وپندار خوام رااز مغز شيطان بيرون كند كه او حكومت بلا منازعي بر انسانها پيدا خواهد كرد .
شيطان كه رانده گشت جز يك خطا نكرد
خود را براي سجده بر آدم رضا نكرد
شيطان به توحيدومعاد ونبوت يقين داشت وفقط به حضرت ادم سجده
نكرد در اين دنيا انسانهايي هستند كه از شيطان صد برابر بد ترند زيرا
شيطان سجده بر آدم نكرد بعضي از انسانها سجده بر خدا نمي كنند .
به اميد آنكه خداوند همواره ما را در اجراي فرامين حق ياري نمايد.
+
عرض شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 10:3 توسط کدخدا
|
چالش نظام مالیاتی ایران
تصويري از چالشهاي نظام مالياتي ايران
مالياتها يكي از ابزارهاي مهم در سياستهاي اقتصادي كشور است. تغيير نرخهاي مالياتي باعث پيامدهاي كوتاهمدت و بلندمدت در اقتصاد ميشود. افزايش مالياتها در بلندمدت، انگيزهء توليد را كاهش ميدهد و باعث كاهش اشتغال و توليد و تجارت خواهد شد. در كوتاهمدت نيز افزايش مالياتها باعث ركود شده و آن را تشديد ميكند.
بنابراين به نظر ميرسد سياستگذاري مناسب در اين متغير كلان اقتصادي، به نقشآفريني درست آن در اقتصاد كمك شاياني كند. محقق نشدن درآمدهاي مالياتي كشور بهرغم وضع قوانين متعدد، هماكنون باعث نگراني در مورد كسري بودجه در كشور شده است.
نسبت درآمدهاي مالياتي به هزينههاي جاري بودجه ( T/CE ) مناسب نيست حال آنكه انتظار ميرفت با اجراي قانون جديد مالياتها و ايجاد سازمانامور مالياتي كشور، اقدامات جديتري براي مالياتستاني از حوزههاي كلان اقتصادي صورت گيرد و شركتهاي بزرگ دولتي و بسياري از كارخانهها نيز همانند حقوق بگيران يا دارندگان درآمدهاي ثابت به مالياتدهندگان به روز تبديل شوند.
دولت در سال 1385، از حقوقبگيران و كارمندان خود بيش از 900 ميليارد تومان ماليات گرفت، حال آنكه اين قشر از دارندگان درآمدهاي ثابت، در سال 1384 حدود 830 ميليارد تومان ماليات پرداخت كردند اما واقعيت اين است كه چهبسا بسياري از افراد حقوقي و صاحبان شركتهاي خصوصي و دولتي از پرداخت ماليات معاف يا فرار كردند. به طور خلاصه ميتوان وضعيت نظام مالياتي ايران و چالشهاي مرتبط با آن را به صورت زير بيان كرد:
در چند سال گذشته با وجود رشد بالاي درآمدهاي مالياتي كه به دليل ظرفيت خالي وصول، گسترش پايههاي مالياتي از طريق قانون موسوم به تجميع عوارض و همت دستاندركاران مالياتي صورت پذيرفته، اهداف توزيعي و تثبيتي مالياتي، خيلي مورد توجه قرار نگرفته است.
در حال حاضر حدود 38 درصد آمارهاي مالياتي به صورت غيرمستقيم و حدود 71 درصد مالياتيهاي غيرمستقيم نيز از محل واردات وصول ميشود كه خود دليلي بر عدم تاكيد بر اثرات توزيع درآمدي ماليات است.
اگرچه افزايش وصول مالياتها در چند سال اخير نشان ميدهد كه اصلاح قانون مالياتها و خوداظهاري تاحدودي توانسته بخشي از معضل فرهنگي فرامالياتي را حل كند، اما زمان زيادي لازم است تا پرداخت ماليات به عنوان وظيفهاي ملي تلقي شود.
كماكان عادت برخي شركتها مبني بر تهيهء دو دفتر جداگانه; يك دفتر براي نشان دادن سود كمتر يا حتي ضرر براي سازمان امور مالياتي و دفتر ديگر منطبق بر واقعيت و براي مديران شركتها وجود دارد.
تفكر مالياتگريزي به هر شكل ممكن هنوز هم در ميان اكثر مردم به نوعي وجود دارد و نظام مالياتي در بخش ماليات بر درآمد، عمدتا از حقوقبگيران، برخي مشاغل و شركتهاي توليدي ماليات دريافت كرده و از دريافت ماليات واقعي از تمام فعاليتهاي اقتصادي عاجز است.
بخش عمدهاي از فعاليتهاي اقتصادي در ايران به صورت زيرزميني (غيررسمي) است و بدون نظارت دولت صورت ميگيرد. اين بخش هيچگونه مالياتي به دولت پرداخت نميكند و سازوكار لازم براي دريافت ماليات توسط نظام مالياتي نيز وجود ندارد. اين موضوع به عنوان يكي از دلايل شكاف طبقاتي در جامعه مطرح است.
تبعيض در دريافت ماليات واقعي از موديان از جمله چالشهاي نظام مالياتي است. در حال حاضر ماليات دريافتي از حقوق، بيشتر از مشاغل است در صورتي كه حجم سود خالص (دريافتي) افراد مشمول مادهء «96» قانون مالياتهاي مستقيم بيشتر از درآمد حقوق بخش دولتي و خصوصي است.
همچنين عملكرد ماليات حقوق بخش دولتي بالاتر از ماليات حقوق بخش خصوصي است كه اين موضوع حاكي از فرار مالياتي در زمينهء ماليات حقوق بخش خصوصي و بيانكنندهء تبعيض آشكاري است كه بين افراد در زمينهء دريافت ماليات وجود دارد.
تبعيض آشكار در نظام مالياتي ضمن اينكه يك مانع اساسي براي ارتقاي فرهنگ مالياتي است، عميقتر شدن شكاف مالياتي را نيز به همراه خواهد داشت.
اين درحالي است كه با وجود حكم قانوني در قانون مالياتهاي مستقيم، قبل از اصلاحيهء جديد در مورد وصول ماليات بر مجموع درآمد، اين حكم اجرا نشده است و اين موضوع و نيز اعمال نرخ مقطوع در مورد شركتها يكي از دلايل ايجاد شكاف طبقاتي در جامعه محسوب ميشود.
مديريت مالياتي در كشور با وجود به كارگيري شيوههاي نوين وصول ماليات در دنيا، سنتي است و از كارآيي لازم برخوردار نيست. مديريت مالياتي اگرچه به ظاهر سنتي به نظر نميرسد اما در تفكر غالب آن نگاه به آينده وجود ندارد به عبارت ديگر مشابهتي بين تفكر در نظام مالياتي ايران با ساير كشورها از نظر كارآيي و اثربخشي وجود نداشته و اصلاح اين وضعيت نيازمند آيندهنگري است.
از طرف ديگر مصروف شدن تمام توان سازمان امور مالياتي براي تحقق درآمدهاي مالياتي مصوب بودجههاي سنواتي به عنوان وظيفهء جاري، فرآيند اصلاحات را با كندي همراه كرده است.
فقدان نظام جامع اطلاعات مالياتي در نظام مالياتي ايران، باعث شده است مامور مالياتي بدون اطلاع دقيق از حجم معاملات مودي اقدام به تشخيص ماليات به دو صورت; يك شكل بالاتر از ميزان ماليات واقعي و شكل ديگر پايينتر از ميزان واقعي عمل كند.
اين موضوع در حالت اول به طور مستقيم تضييع حقوق مردم و در حالت دوم نيز به طور غيرمستقيم تضييع حقوق مردم را به همراه داشته و در تضاد با اصل عدالت مالياتي است.
با وجود حكم قانوني در مادهء «59» قانون برنامهء سوم كه بايد نظام جامع اطلاعات مالياتي در سه سال اول برنامه عملياتي شود، اين كار انجام نشده و با اقدامي هم كه طي چند سال اخير صورت گرفته اين برنامه تا سه سال ديگر عملياتي نخواهد شد بنابراين مديريت مالياتي لازم است اهتمام بيشتري نسبت به تجهيز و راهاندازي سيستم آمار و اطلاعات در نظام مالياتي داشته باشد و در راستاي ارايهء خدمات بهتر و مطلوبتر به موديان مالياتي و در جهت جلوگيري از تضييع حقوق مردم و دولت، به عنوان سنگ بنايي براي اجراي ماليات بر ارزش افزوده و در نهايت احيا و مطمح نظر قرار دادن ماليات بر مجموع درآمد به عنوان لازمهء رعايت عدالت مالياتي قدم بردارد.
عدم تطبيق سرفصلهاي مالياتي كشور با استانداردهاي بينالمللي و تفكيك درآمدهاي مالياتي با منشا نفتي و غيرنفتي و عدمشفافيت لازم در وصول درآمد از بخشهاي مختلف اقتصادي، از جمله چالشهاي نظام مالياتي است به عبارتي در حال حاضر مشخص نيست كه هر يك از بخشها چه ميزان ماليات پرداخت ميكنند.
همچنين بررسيها گوياي يك ارتباط تنگاتنگ بين درآمدهاي ناشي از صدور نفت و وصول ماليات است به عبارت ديگر ضمن وابستگي مستقيم بودجهء عمومي دولت به درآمدهاي نفت، درآمدهاي مالياتي نيز به طور غيرمستقيم به درآمد نفت وابسته است.
+
عرض شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:32 توسط کدخدا
|
اختلالات روانی در زنان
اختلالات شخصیت
هر چند که علت اختلالات شخصیتی ناشناخته است، نظریه های زیست شناختی،اجتماعی و روان پویشی سعی در شرح علت این اختلالات دارند.موارد فهرست شده در زیر لینکهایی(رابطهایی) هستند که حاوی اطلاعاتی در مورد اختلالات رایج شخصیتی می باشند.
شرح مختصر اختلالات
جامعه گریز
پرهیزگرا
مرزی
اختلال هذیانی
وابسته
اختلال هویت گسستی(اختلال شخصیت چند گانه)
نمایشی(تصنعی)
اختلال بحرانی متناوب
جنون دزدی
خودشیفتگی
وسواسی-بی اختیار
مبتلا به پارانویا(بدگمان)
کنش پذیر-پرخاشگر
مبتلا به اسکیزوفرنی(مبتلا به روان گسیختگی)
اسکیزوتاپیال
شرح
اختلال شخصیت تصنعی دربردارنده بیان احساسات بیش از حد و سعی در جلب توجه،از جمله نیاز شدید به مقبول بودن و حالت فریبندگی نامناسب است،که معمولاً در اوایل دوران بلوغ آغاز می شود.
علل،میزان وقوع و عوامل(فاکتورهای)ریسک
علت این اختلال ناشناخته است، ولی رویدادهای دوران کودکی و علم ژنتیک(وارثت) ممکن است از علل آن باشند. این اختلال در زنان بیشتر از مردان است،گر چه بعضی تصور می کنند که اغلب در زنان ساده تر قابل تشخیص است چون سعی در جلب توجه و آمادگی مسائل جنسی از نظر اجتماعی برای زنان کمتر قابل قبول است.
معمولاً افرادی که دچار این اختلال هستند قادر به کارکردن در سطح بالایی هستند و در کار و اجتماع می توانند موفق باشند. زمانی که روابط عاطفی پایان می یابند آنها سعی در درمان افسردگی دارند.
آنها اغلب هنگام بررسی واقع گرایانه این وضعیت ناکام می مانند، در عوض تمایل به مبالغه بیش از حد دارند.
مسئولیت شکست یا ناامیدی معمولاً به گردن دیگران انداخته می شود.
پیشگیری
مداخله بهداشت روانی به افرادی که آماده این شرایط هستند این امکان را می دهد تا راههای کارآمد فهم و بحث در مورد نیازهایشان را فرا گیرند.
نشانه ها(علایم)
• سعی مداوم در کسب مجدد اطمینان خاطر یا مقبول بودن
• ادا و اطوار بیش از حد با نمایش مبالغه آمیز احساسات
• حساسیت شدید به انتقاد یا نارضایتی
• رفتار یا ظاهر فریبنده و نامناسب
• ارتباط زیاد با ظاهر فیزیکی
• نیاز به مرکز توجه بودن(خودبینی،خودخواهی،خودمحوری)
• تحمل کم در مقابل شکست یا خشنودی درنگیده(با تأخیر)
• تغییر سریع حالات احساسی که ممکن است به نظر دیگران سطحی باشد.
• عقاید براحتی توسط دیگران تحت تاثیر قرار می گیرند، ولی اثبات با جزئیات مشکل است.
• گرایش به این باور که روابط صمیمانه تر از آن چیزی است که در واقعیت هستند.
نشانه ها و آزمایشها
معمولاً ظاهر، رفتار، سرگذشت و یک ارزیابی روان شناختی برای اثبات این تشخیص کفایت میکنند. آزمایشی برای تائید این تشخیص وجود ندارد.
چون این معیارها درون گرایانه هستند، در مورد بعضی از مردم ممکن است به اشتباه تشخیص داده شود که دچار اختلال هستند در حالی که در مورد افرادی که دچار اختلال هستند تشخیص داده نشود.
درمان
درمان اغلب سب افسردگی توأم با روابط احساسی زایل شده می شود. معالجه تأثیر کمی بر این اختلال می گذارد، ولی ممکن است به نشانه هایی از قبیل افسردگی کمک کند. روان درمانی هم ممکن است سودمند باشد.
عوارض
اختلال شخصیت تصنعی ممکن است بر روابط احساسی یا اجتماعی یک فرد یا توانایی آنها در دست و پنجه نرم کردن با زیانها یا شکستها تأثیر بگذارد.
آنها ممکن است تغییرات شغلی فراوانی را تجربه کنند، چون زود خسته می شوند و به سختی از پس شکست بر میآیند. چون آنها گرایش زیادی به تازگی و هیجان دارند، ممکن است در موقعیتهای پرمخاطرهای قرار گیرند. همه این عوامل منجر به ریسک بیشتری در افزایش افسردگی می شوند.
تحلیل شبکهای- انتخاب در جایی که فاکتورهای(عوامل) زیادی باید هماهنگ و متناسب باشند.
چگونه باید از ابزار استفاده کرد:
تحلیل شبکه ای روشی سودمند است که در تصمیمگیری مورد استفاده قرار می گیرد. این روش زمانی بیشترین کارآیی را دارد که شما چند راه مناسب و فاکتورهای زیادی برای در نظر گرفتن در اختیار دارید.
گام اول در فهرست آوردن انتخابهای شما و سپس عواملی است که برای تصمیم گیری مهمند.
اینجا را در جدولی بگذارید، انتخابها برچسبهای ردیف و فاکتورهای عناوین ستون باشند.
پس از آن اهمیت نسبی این فاکتورها را در تصمیمگیریتان بیابید. اینها را با اعداد نشان دهید. ما از اینها استفاده میکنیم تا اولویتهای شما را طبق اهمیت فاکتور نظم و ترتیب دهیم. این مقادیر ممکن است بدیها باشند. اگر نباشند، سپس از روشی مانند تحلیل مقایسه دوتایی استفاده کنید تا آنها را تخمین بزنید.
گام بعدی رسیدگی به جدولتان است، برای فاکتورهای مهم در تصمیمگیریتان به هر انتخابی، امتیازی بدهید.
به هر انتخابی از صفر(ضعیف) تا 3 (بسیار خوب) امتیاز بدهید.
توجه کنید که شما نباید برای هر انتخاب، امتیازی متفاوت داشته باشید- اگر هیچ کدام برای یک فاکتور خاص در تصمیم گیر شما مناسب نباشند، پس همه انتخابها باید صفر باشند.
اکنون هرکدام از امتیازهایتان را در مقادیر اهمیت نسبی ضرب کنید. این اعتبار جامع و مناسبی به تصمیم گیری شما خواهد داد.
در پایان این امتیازها نظم و ترتیب داده شده را برای انتخاب هایتان جمع ببندید. انتخابی که بالاترین امتیاز را داشته باشد برنده است.
+
عرض شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 13:7 توسط کدخدا
|
تولد
تولدت مبارک .............
+
عرض شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 11:48 توسط کدخدا
|